بدون شرح !
عاشق این لباسات بودم ولی چون فصلش نیست و کم کم برات کوچیک میشه فقط خواستم ازت عکس بگیرم اینجا هم خونه دایی ابراهیم بودیم بغل دایی مهدی ، پیش بابایی بودی ...
نویسنده :
مامان مهشید و بابا کمال
23:37







